تبليغاتX
دارم روش فکر میکنم ... -

دارم روش فکر میکنم ...

زخم  دوازدهه

 

 

تصادف اتفاقی با خویشتنم ،

 ــ که ،

 زمانی با قصدِ به فراموشی سپردنت

در آن شهر کوچک مرزی ،

در گل ولای آن روز بارانی . ــ

در  پرتگاه عمیق خیانتت !

پرت کرده بودم  . ،

دیروز ها را دوباره برایم زنده کرد :

گفتی: حرفهایم را میخورم . (  !؟)

میگویم :

خوردن آن همه طعنه ء زهر آلود ،کار هر سیستم گوارش نیست.

پس به درستی گفته اند ،.

هر آنچه از معده برآید ، لا جرم بر معده نشیند .

حرفهای تو در رژیم عادات سخنم !

  "  قابل هضم نیست " .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت   توسط باوفا  |