... بدین قصه اش دراز کنید .
دروغ های بزرگ ،
یادم بده چگونه معنی میشوند؟
در چشم انداز شیشه ای گرد،
تقسیم سلولی شش روزه ام !
و
سایه سیاه یک دست ،
با شکلکی که خنداند مرا ، دروغین .
ـــــ / مربع /
اما دلقک !
قاعده بازی این بوده ،
بر گودال آبکی روح وروان
سه حباب طمع /!؟/
آخ که این سلول کوچولو چه مردی شده است!
ـــــــ .
این روزا فرصت همه چی تنگه ، تاخیرم رو ببخشید . دوستون دارم. همواره با احترامی که برای یکایکتون قائلم : م. باوفا
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت   توسط باوفا
|